تبليغاتX
پرسش، پارسایی اندیشه است

پرسش، پارسایی اندیشه است

از فلسفه و چیزهای دیگر
 www.isphilosophy.com عرف های اخلاقی ما! مطلبی است از میثم پورافضل که پیش از این در اخبار فلسفه منتشر شده بود. او لطف کرده است و پس از بازنویسی، آن را در اختیار isphilosophy قرار داده است.

اغلب ما دوست داريم که براي قضاوت هاي اخلاقي خود استدلال هاي مناسب ارائه کنيم و ممکن است در بسياري موارد موفق باشيم مثل وقتي که کسي صرفا به دليل منفعت شخصي به فردي ضعيف تر از خود آسيب جسمي برساند. ولي در گونه اي از فعاليت ها ارائه استدلال براي درستي و نادرستي پيچيده تر است مثل اموري که تا حد بسياري شخصي است يا آنکه بر اساس رضايت دو طرف انجام مي شود و براي هيچ کس زياني در پي ندارد ولي در عين حال به شدت هنجار هاي اجتماعي را نقض مي کند.

در سايت philosophersnet.com آزموني براي سنجش شهودهاي اخلاقي ما وجود دارد، اينگونه که در چند موقعيت فرضي، شهودهاي اخلاقي و ارزشي ما سنجيده مي شود و بناست که هر پرسش بازسازي يک تابوي اخلاقي باشد. پاسخ اين پرسش ها تنها بله يا خير است و حد ميانه اي در کار نيست:...

ادامه مطلب
+نوشته شده در چهارشنبه دوم مرداد 1387ساعت17:44توسط نویسنده میهمان |

 

    از روز نخستي كه ارسطو آغاز فلسفه را حيرت ناميد همواره مي‌شد دريافت كه اين گزاره، پيش‌فرض‌هاي فراواني را ناگفته، بيان كرده است. هدف من از نگارش اين كوتاه نيز پرسش از همين ناگفته‌هايي است كه با صداي بلند در ژرفاي پنهانمان بازگو مي‌شوند و به كردار ما شكل مي دهند بدون آن‌كه از خود جدايشان بدانيم. گويي اين خود ِما هستيم كه چنين مي بينيم نه اين‌كه ما تنها آني هستيم كه چنين به ما نموده مي‌شود. در پي آن نيز مي كوشم امر ديگري را بيان كنم كه دست كم براي خودم پيش‌تر از هر حيرتي از آن دست وجود دارد.

ادامه مطلب
+نوشته شده در شنبه بیست و نهم تیر 1387ساعت2:46توسط شاهد طباطبایی |

 

شماره هفتم کتاب ماه فلسفه ویژه شیخ اکبر ابن عربی٬ منتشر شد. دوستان این مجموعه لطف کردند و مقاله اینجانب که قبلا در این وبلاگ نوشته شده بود را با اضافاتی که بدان نمودم٬ به زیور چاپ آراستند. متن کامل مقاله در قسمت زیرین می آید:

 

                       متدلوژی عرفانی با ابزار عقلانی؟!                        

                       نقدی بر گفته­های استاد ملکیان در شب ابن­عربی

 

                                   هفتمين كتاب ماه فلسفه منتشر شد

                   

ادامه مطلب
+نوشته شده در سه شنبه بیست و پنجم تیر 1387ساعت21:35توسط مهدی صدفی |

www.isphilosophy.com نشست هفتگی شهرکتاب در روز سه‌شنبه ۲۵ تیر ۱۳۸۷ به بررسی جمال‌شناسی و بلاغت ترجمه‌ی نهج‌البلاغه دکتر سیدجعفر شهیدی اختصاص دارد که با حضور دکترسیدعلی موسوی‌ گرمارودی و دکتر مهدی محبتی برگزار می‌شود. هم چنین دوره‌های‌ آموزشی شهر کتاب نیز پی گرفته می شود و در این راستا شهرکتاب دوره‌ی «بارت شناسی» را با تدریس دکتر فرزان سجودی در روزهای یک‌شنبه از ساعت ۱۷:۳۰ تا ۱۹:۳۰ برگزار می‌‌کند. دوره‌ی آموزشی دیگر «زبان شناسی و ادبیات»استکه باز هم با تدریس دکتر فرزان سجودی در روزهای یک‌شنبه از ساعت ۱۵ تا ۱۷ برگزار می‌شود. برای کسب اطلاعات بیشتر اینجا را ببینید...

ادامه مطلب
+نوشته شده در یکشنبه بیست و سوم تیر 1387ساعت10:12توسط نویسنده میهمان |
 

www.isphilosophy.comمنیره پنج تنی: معضل اشتغال و پرسش از اشتغال نه‌تنها موضوع تازه‌اي نيست؛ بلكه شايد گريبانگير همه علوم اعم از علوم انساني باشد. معضل كم‌اشتغالي و فقدان اشتغال سبب شده است تا دانش‌آموزان در دوران تحصيلات متوسطه با در نظر گرفتن آينده شغلي به انتخاب رشته دست بزنند و چه‌بسا ديگر مسائل در اين انتخاب بر علاقه فرد و نياز جامعه پيشي بگيرد. در اين ميان شايد در يك نگاه كلي وضعيت علوم انساني پيچيده‌تر از علوم ديگر باشد. بدين ترتيب انديشه درباره علوم انساني سئوالات مهمي را ايجاد مي‌كند، ازجمله: علوم انساني همان علوم اجتماعي‌اند يا برعكس؟ فايده علوم انساني كدام است؟ جايگاه علوم انساني در تاريخ معرفت بشري كجاست؟ آيا در عصر فناوري اطلاعات نيازي به علوم انساني وجود دارد؟ نرخ بيكاري در ميان دانش‌آموختگان علوم انساني چه ميزان است؟ در اين علوم نرخ بيكاري با چه متغيرهايي در ارتباط است؟ معضل اشتغال در علوم انساني ناشي از ضعف توان‌مندي دانش‌آموختگان اين علوم است يا ضعف آموزشي دانشگاه‌ها؟ معضل اشتغال، ذاتي علوم انساني است يا خير؟ در برخورد با مسائل مهم جامعه دانايي دانش‌آموختگان علوم انساني با چه ويژگي‌هايي مي‌توانند با چالش‌هاي جهاني و جهان فرهنگ‌هاي متعدد كنار بيايند؟ آيا علوم انساني مطلق است يا بايد به بومي‌سازي اين علوم دست زد؟ آيا علوم انساني در جامعه ما در سطوح مديريتي، برنامه‌ريزي كاربرد دارند؟ چشم‌انداز علوم انساني در ايران چگونه است؟

چنين پرسش‌هايي محور هم‌انديشي نخستين همايش ملي علوم انساني و چالش‌هاي اشتغال شد. اين همايش كه طي 2 روز در 31 ارديبهشت ماه و اول خرداد ماه در تالار فردوسي دانشگاه تهران برگزار شد، به بررسي وجود چالش اشتغال براي دانش‌آموختگان علوم انساني در كشور پرداخت. ابتدا صورت مسئله در نشست‌هايي در انجمن‌هاي علمي فلسفه دانشگاه شهيد بهشتي و دانشگاه تهران طرح شد و پس از برگزاري دو كارگاه تخصصي در محل پژوهشكده مطالعات فرهنگي و اجتماعي وزارت علوم، تحقيقات و فناوري و بررسي مقالات مرتبط با محور همايش و بررسي موضوع به‌لحاظ عوامل و زمينه‌هاي معرفتي، ساختاري و فرهنگي، تاريخي، اجتماعي، سياسي، آموزشي، پژوهشي، اقتصادي، همايش با ارائه 21 مقاله و يك ميزگرد به‌عنوان نخستين گام‌ها كار خود را آغاز كرد...

 

 همايش علوم انساني و چالش اشتغال

ادامه مطلب
+نوشته شده در چهارشنبه نوزدهم تیر 1387ساعت14:44توسط نویسنده میهمان |

حلقه‌ي فلسفه، هنر و ادبيات، حلقه ای است متشکل از وبلاگ ها و وب سایت هایی که به فلسفه، هنر و ادبیات می پردازند و عضویت آن ها در حلقه هیچ محدودیتی ندارد جز آن که کد بلاگ رولینگ آن را با عنوان «حلقه‌ي فلسفه، هنر و ادبيات » در سایت یا وبلاگ خود قرار دهند. دوستاني كه علاقه‌مندند به اين حلقه بپيوندند براي دريافت اين كد مي‌توانند به آدرس halghefarhangi@gmail.com ایمیل بزنند.

 

 

+نوشته شده در چهارشنبه نوزدهم تیر 1387ساعت14:36توسط محمد نجفی |

 

عنوان این نوشتار شاید اندکی عجیب به نظر برسد. فروید را ما عصب‌شناسی وینی می‌شناسیم که کاشف فرآیندهای روانی ناخودآگاه و تحلیل آن‌ها به شیوه‌ی نوین روانکاوی ست. حال آن‌که هرمنوتیک خاصه به معنای مدرنش اساساْ یک جریان فلسفی مرتبط با مسأله ی فهم معناست. پس در نگاه نخست مشکل می‌توان ارتباطی میان این دو متصور شد. با این وجود، پل ریکور، به عنوان شاخص‌ترین چهره‌ی هرمنوتیک و پدیدارشناسی عصر حاضر اثری عظیم به نام "فروید و فلسفه" را صرف شناسایی و توصیف چنین ارتباطی نموده است. می‌کوشیم تا در این مجال کوتاه با تأمل در فصول آغازین این کتاب به تبیین رای ریکور در باب این ارتباط بپردازیم.

ادامه مطلب
+نوشته شده در شنبه پانزدهم تیر 1387ساعت20:44توسط سمیرا الیاسی |

www.isphilosophy.com فلسفه‌ی فیلم رشته‌ی تازه‌ای است که چند سالی بیش‌تر از عمر آن نمی‌گذرد. فلسفه‌ی فیلم از سویی با مباحثی چون «فلسفه در فیلم» و «فلسفه و فیلم» و از سویی دیگر با رشته‌ی قدیم‌تر «نظریه‌ی فیلم» همانندی‌ها و تفاوت‌هایی دارد.

نشست هفتگی شهرکتاب در روز سه‌شنبه ۱۸ تیر ۱۳۸۷ ساعت ۱۷ به «نظریه و فلسفه‌ی فیلم» با سخنرانی دکتر محمد شهبا اختصاص دارد. موضوع این سخنرانی بررسی حیطه‌های نظریة فیلم (Film Theory)  و مقایسه‌ی آن با حیطه‌های فلسفه‌ی فیلم (Film Philosophy)  است. این نشست در سالن اجتماعات شهرکتاب واقع در خیابان حافظ شمالی، نبش زرتشت شرقی، طبقه‌ی اول برگزار می‌شود و ورود برای علاقه‌مندان آزاد است.

+نوشته شده در شنبه پانزدهم تیر 1387ساعت16:49توسط محمد نجفی |

 درآمدي بر فلسفه هنر

مباحث فلسفه‌ی هنر در این کتاب در چارچوب فلسفه‌ی تحلیلی پیش می‌رود و آن‌گونه که مؤلف خود می‌گوید غرض فلسفه‌ی تحلیلی هنر، کشف و بررسی مفاهیمی است که آفرینش هنری و اندیشیدن در باب هنر را ممکن می‌سازد؛ مفاهیمی نظیر خود مفهوم هنر، مفاهیم بازنمایی، بیان هنر، شکل (فرم) هنری، زیبایی‌شناسی، تفسیر، جعل در آثار هنری، خلاقیت و ارزش هنری که کمابیش درباره‌ی همه‌ی این مفاهیم در این کتاب بحث شده است. این کتاب در واقع پیش‌در‌آمد یا مقدمه‌ای است بر پاره‌ای فنون اصلی و مسایل محوری در فلسفه‌ی تحلیلی هنر...

 

در‌آمدی برفلسفه‌ی هنر، نوئل کارول، ترجمه صالح طباطبایی

تهران، فرهنگستان هنر، چاپ اول، پاییز 1386

ادامه مطلب
+نوشته شده در سه شنبه یازدهم تیر 1387ساعت10:23توسط محمد نجفی |

فكر مي‌كنم اواخر زمستان بود كه اين عكس را در ميدان ونك تهران گرفتم. افلاتون/افلاطون اش جذب ام كرد. هنوز هم نمي دانم چرا افلاطون چاق كننده است و افلاتون ضد چاقي است. هيچ وقت هم همت نكردم سؤالم را از فروشنده ي محترم آن عطاري بپرسم. شما اگر گذارتان به آن حوالي افتاد لطفاً بپرسيد و به من هم خبر بدهيد...

ميدان ونك، ورودي فروشگاه عطاري

 

+نوشته شده در چهارشنبه پنجم تیر 1387ساعت19:12توسط محمد نجفی |
 

www.isphilosophy.com در فلسفه‌ی معاصر غرب، رویکردهای فلسفی خاص به فیلم، هستی‌شناسی و زیبایی‌شناسی سینما دیده می‌شود و پیوند خوبی بین فیلم، فلسفه و ادبیات ایجاد شده است. نشست هفتگی شهرکتاب در روز سه‌شنبه، ۱۱ تیر ۱۳۸۷، ساعت ۱۷ به بررسی رویکردهای فلسفی در سینما اختصاص دارد که با سخنرانی دکتر محمد ضیمران برگزار می‌شود. در این نشست به بررسی شکلی و محتوایی سینما از منظر جنبش‌های ساختارگرا و پساساختارگرا و آرای فیلسوفانی چون ژیل دلوز، ژان بودریار، کریستین متز و ... پرداخته خواهد شد.

 لازم به ذکر است هفتمین مجموعه درس‌گفتارهایی درباره فردوسی نیز که به داستان بیژن و منیژه اختصاص دارد با حضور ابوالفضل خطیبی، شاهنامه‌پژوه، در سه جلسه در روزهای چهارشنبه ۱۲ و ۱۹ تیرماه و ۲ مرداد، ساعت ۱۷ برگزار خواهد شد که خطیبی به بررسی جنبه‌های مختلف داستان بیژن و منیژه شاهنامه فردوسی خواهد پرداخت.

در این سه جلسه، به منابع این داستان و خاستگاه آن، ساختار و درون‌مایه داستان، تفسیر و تحلیل خطبه و بخش‌هایی از داستان، تاثیر این داستان بر شاعران پارسی‌گوی و بررسی نقاشی‌های بازمانده از این داستان از کهن‌ترین آنها تا امروز اشاره می‌شود.

 

این نشست ها در سالن اجتماعات شهرکتاب واقع در خیابان حافظ شمالی، نبش زرتشت شرقی، طبقه اول برگزار می شود و حضور در آن ها برای عموم آزاد است.

+نوشته شده در چهارشنبه پنجم تیر 1387ساعت16:15توسط محمد نجفی |

نکته ای که در عرفان ابن عربی بسیار حائز اهمیت است و بسیاری از ابن عربی پژوهان معاصر بدان توجه ندارند، بکار بردن کلماتی همچون فلسفه ابن عربی و یا تفکر ابن عربی است. این دوستان بخاطر خوی گرفتن با فکر و فلسفه، همچنین به تبع آن فلاسفه و متفکران، دیگر دقتی در بکار بردن کلمات ندارند. با توجه به اینکه هر کلمه ای _ مخصوصا در عرفان و فلسفه که تکیه بر کلمات بسیار مهم می باشد_ نقش تعیین کننده ای در معنا دارد، این مقاله سعی کرده به چند پرسش بنیادین جواب دهد. آیا ابن عربی یک فیلسوف است ؟ نقش تفکر در عرفان ابن عربی چیست؟ آیا با توجه به اینکه او در عرفان نظری دست دارد، می توان مسامحتا عرفان نظری را عرفان عقلی خواند؟

ادامه مطلب
+نوشته شده در یکشنبه دوم تیر 1387ساعت19:59توسط مهدی صدفی |

 

در باب حقیقت و گفت و گو

 

اين اميدواري محال به جهاني انساني‌تر

 

 

 

آینده رازی است پیچیده در آن چیزهایی که به آن خو گرفته ایم...

(به نقل از کتاب استراتژی امنیت ملی آمریکا)

 

 

یک گفت و گوی واقعی چگونه گفت و گویی است؟ و چگونه امکان پذیر است؟ آیا وسیله ای است برای رسیدن به چیزی دیگر یا خود یک سبک زندگی است؟ یعنی جهانی که در آن سر می کنیم و چیزی که نه در دستان ما بل خود ماست؟

 

1. آیا هیچ «راهی به آینده» می تواند وجود داشته باشد؟ یا راهی به گذشته؟ خیال، تصورِ امکان یا خواست فراچنگ آوردن آینده هرگز آیا می تواند واقعیت یابد؟ گذشته چه طور؟ اگر فرض بگیریم که در باب «واقعی بودن» دست کم توافقی حداقلی در فهم آن وجود دارد آیا آن ادعایی که در کلاس های تاریخ مدرسه هامان مدام می کوشیده اند و هنوز هم می کوشند واقعی بنمایانند که ما می توانیم به تاریخ و گذشته دست یازیم، با کتاب ها و یک سری اشیاء، آثار و روایات و تاریخ وقایع و مانند آن ها، ادعایی به جاست؟

2. حقیقت احتمالاً همه ی آن چیزی است که مدام با ما همراه است و گریزی از آن نمی توانیم داشته باشیم. اما به واقع(!) این حقیقت چیست؟ آیا جدای از من هم وجود دارد و من باید و می توانم آن را فراچنگ آورم؟ روزگاری احتمالاً این نگاه حضوری قاطع در اذهان آدمیان داشته است و هنوز هم در ذهن قاطبه ی مردمان روزگار ما چنین است. گشتی در خیابان ها و گپی کوتاه با همین آدم هایی که هر روز از کنارمان رد می شوند احتمالاً می تواند تا حدی گواه این سخن باشد.

۳. ...

ادامه مطلب
+نوشته شده در یکشنبه دوم تیر 1387ساعت9:58توسط محمد نجفی |

 

فیلم زندگی و فلسفه مارتین هایدگر:

بخش اول / بخش دومبخش سوم / بخش چهارم / بخش پنجم / بخش ششم

 

فیلم کوتاهی از هایدگر در خانه اش در فرایبورگ را هم در اینجا ببینید.

+نوشته شده در شنبه یکم تیر 1387ساعت12:4توسط محمد نجفی |

بسم الله الرحمن الرحیم

 

درجواب سوال یکی از دوستان: 

سوال¤

 

« در مورد افلاطون ... زیاد هم خوشبین نباشید ... اصولا فلاسفه ی یونان در پی حقیقت (اونم از نوع معنوی - الهی) نبودن ... چون ورای این مادیات به وجود چیزی قائل نبودن ... نهایت تلاششون فرض گرفتن دمیورژ بوده. یعنی اصولا برای ماده به دنبال منشأ مادی می گشتن نه خالق آسمانی (مثل طالس که آب رو مادة المواد می دونست ، یا هراکلیتوس که آتش رو مبدأ فرض می کرد) ... یعنی بازم قدم از ماده فراتر نمیگذارن ...

 

اما اون چیزی که افلاطون رو برای این طرفیا (اسلامیون !!) و ارسطو رو  ، درقرون وسطی ، برای اون طرفیا (اجنبی ها !!) مقدس مآب جلوه داده ، پیروان اونا هستن ... یعنی تفکراتی که بعدی ها به اون بندگان خدا (!) نسبت دادن. »

 

جواب¤

 

می توان عمده اشکالات دوستمان را در چند مورد طبقه بندی کرد:

 

  1. نبودن فلاسفه یونان در پی حقیقت ورای ماده (که خود دو قسمت دارد: نبودن بدنبال معنویت (عقول ماورای ماده و امور روحانی) ، نبودن بدنبال الهیت (خداوند واحد))
  2. نهایت تلاش فلاسفه یونان فرض دمورژ و بر گرداندن ماده به اصولی که باز هم مادی است. (مثل آب و آتش بعنوان ماده المواد)

 

قسمت اول بحث شماره یک یعنی عدم قایل بودن به عالمی ماورای ماده در مورد افلاطون بیشتر به یک بازی می ماند. چون این در نوشته های او یعنی وجود دو عالم ماده و مثل آنچنان بدیهی است که افلاطون را همه بدین نام می خوانند. اصلا افلاطون اگر بخواهیم در چند کلمه عامه خلاصه اش کنیم یعنی ماورای ماده و عالم عقول و در چند کلمه خاصه یعنی افلاطون الهی.

ادامه مطلب
+نوشته شده در چهارشنبه بیست و نهم خرداد 1387ساعت22:31توسط مهدی صدفی |

این روزها تجربه عجیب و محشری داشتم و اون مربوط به مواجهه ی من با فیلسوفان بزرگ قرن بیستم می شد. فکر می کنم youtube سايت واقعاً محشريه. سايتي كه هر فيلمي كه فكرش رو بكنيد مي‌تونيد اون‌جا پيدا كنيد. و اين هر فيلمي البته پاش به فلسفه هم كشيده مي‌شه. تو اين سايت مي‌تونيد فيلم‌هاي كوتاه محشري ببينيد كه مي‌تونه خوراك هر كسي باشه كه كمترين علاقه‌اي به فلسفه داره. مي‌خواستم لينك خيلي از اين فيلم‌ها رو بذارم اين‌جا اما علي‌الحساب يه فيلم كوتاه از دريدا بدون كلام و فوق‌العاده تأثير گذار ببينيد و لذت ببريد. ديدن چندين باره‌ي اون به زحمت و انتظار براي load شدن اش می ارزه.

Jacques Derrida

from D E R R I D A 2002

 

بعد هم اگه حال و حوصله داشتید این ۸ فیلم کوتاه درباره ی دریدا را ببینید:

  دریدا 1   /   دریدا 2   /   دریدا 3   /   دریدا 4 

دریدا 5   /   دریدا 6   /   دریدا 7   /   دریدا 8

 

+نوشته شده در چهارشنبه بیست و نهم خرداد 1387ساعت14:44توسط محمد نجفی |

www.isphilosophy.com محسن آزموده لطف کرده است و مقاله ای را که مدت ها پيش نوشته بوده اما در جایی منتشر نکرده است را در اختیار isphilosophy گذاشته است. نوشته ای که می کوشد خوانشی فلسفي و اگزيستانسياليستي را از موضوع مورد بحث خود ارایه کند.

 

 

پژوهش‌هاي يك سگ

 

تك‌نگاري درباره‌ي فرانتس‌كافكا

 

 

آن سه تن ماجرا را مي‌دانستند

زن همراه كافكا بود

كافكا او را به خواب ديده‌بود.

 

آن سه تن ماجرا مي‌دانستند.

مرد دوست كافكا بود                                  

كافكا او را به خواب ديده‌بود.

 

آن سه تن ماجرا مي‌دانستند

زن به آن دوست گفت:...

ادامه مطلب
+نوشته شده در سه شنبه بیست و هشتم خرداد 1387ساعت11:39توسط نویسنده میهمان |

  

ويليام چيتيك

نشست "قلب فلسفه اسلامی: جستجوی معرفت نفس در آموزه‌های بابا افضل‌ کاشانی" با حضور ویلیام چیتیک روز چهارشنبه 22 خرداد 1387 در مؤسسه پژوهشی حکمت و فلسفه ایران برگزار شد. گزارشي از اين نشست در پي مي‌آيد:

 

ساعت حوالي 10 صبح چهارشنبه 22 خرداد 87 قرار است ويليام چيتيك در مؤسسه پژوهشي حكمت و فلسفه ايران درباره "قلب فلسفه اسلامی: جستجوی معرفت نفس در آموزه‌های بابا افضل‌ کاشانی" سخنراني كند. اگرچه او در همان ابتداي سخنراني آب پاكي را روي دست حاضراني كه تقريباً تمام سالن طبقه همكف مؤسسه را پر كرده‌اند مي‌ريزد كه «طبق معمول به من نگفتند درباره چه بايد صحبت كنم.» چيتيك كه قرار بوده يك هفته زودتر به ايران بيايد اما ورودش به ايران تأخيري يك هفته‌اي داشته است در مؤسسه پژوهشي حكمت و فلسفه حضور يافت تا به بيان توضيحاتي درباره‌ي دو كتاب خود "جهان‌شناسي و جان‌شناسي" و " قلب فلسفه اسلامی: جستجوی معرفت نفس در آموزه‌های بابا افضل‌ کاشانی" بپردازد.

ادامه مطلب
+نوشته شده در یکشنبه بیست و ششم خرداد 1387ساعت9:10توسط محمد نجفی |
 

بيش از سيصد و پنجاه سال،‌ از زماني كه واژه هرمنوتيك از فعل يوناني هرمينويين اشتقاق يافت، نمي‌گذرد با اين حال،‌معنا و كاركردي را كه اين واژه بر آن دلالت دارد، مي‌توان حتي در دوراني كهن‌تر از عصر رواقيون يوناني باز شناخت. از اين رو، به كارگيري عبارت ‹‹پيش تاريخ‹‹ دو عنوان اين نوشتار، صرفاً براي اشاره به زماني‌ست كه هنوز اين واژه براي دلالت بر نظريه‌ي ديرپاي تاويل، جعل نشده بود. با اين حال و با وجود سابقه كهن تفكرات هرمنوتيكي، بر آنيم تا به توصيه‌ي ‹‹ژان گروندين›› در كتاب ‹‹مقدمه‌اي بر هرمنوتيك فلسفي››،‌از ارائه‌ي تاريخي خطي و غايت انگارانه از اين مبحث بپرهيزيم1 و گسست‌هاي بنيادين سنت‌هاي متفاوت را كه خود عامل ظهور جريان‌هاي نوين در حوزه هرمنوتيك بوده، از ياد نبريم...

ادامه مطلب
+نوشته شده در شنبه بیست و پنجم خرداد 1387ساعت10:47توسط سمیرا الیاسی |

www.isphilosophy.com علي مسعودي لطف كرده است و مقاله‌اي با عنوان "بازخواني چيستي فلسفه در تفكر كانت" براي isphilosophy نوشته است. از وی بسیار سپاسگزاریم و امیدواریم دوستان دیگر نیز ما را در هر چه پر بارتر شدن محتوای isphilosophy یاری کنند. هم چنین از دوستانی که این مقاله و مطالب دیگر این سایت را مطالعه می کنند تقاضا می کنیم نقطه نظرات خویش را با ما و سایر مخاطبان در میان گذارند.

 

بازخواني چيستي فلسفه در تفكر كانت

علي مسعودي

 چكيده:

اين مقاله با نظر به فلسفه كانت در جستجوي پاسخي بدين پرسش كه «فلسفه چيست؟» خواهد ‌كوشيد.  مسيري كه براي پاسخ به پرسش فوق‌الذكر طي شده از اين قرار است:

نگارنده بخش شناخت‌شناسي را در فلسفه كانت با نظر به پيشينه‌ي تاريخي اين مبحث بررسي كرده و كوشيده است تا از اين منظر نقبي به دريافت كانت از مفهوم فلسفه باز كند. نگارنده معتقد است كانت براي گذر از چالش شكاكانه‌اي كه به واسطه هيوم در امكان اخذ معرفت ايجاد شده بود، با طرح احكام تركيبي پيشين تحصيل معرفت رياضي و فيزيكي (و به‌طور كل علمي) را توجيه كرده و با جمع خردگرايي دكارتي و آمپريسم انگليسي شناخت را از ورطه سقوط و شكاكيت نجات مي‌دهد.

او به جدايي پديدار و ناپديدار (نومن) رأي داده و معتقد است شناخت نظري ناپديدار در توان فاهمه بشري نمي‌باشد. و از آنجا كه فلسفه نيز محصول عقل بشر بوده و مابعدالطبيعه  نيز بخشي از همين فلسفه، نتيجه مي‌گيرد كه فلسفه در حدود عقل بشر محدود باقي مي‌ماند. و با پذيرش اين حكم است كه وي پرسش محوري بحث را با نگاهي سلبي پاسخ گفته و ادعاي هرگونه شناخت نظري مابعدالطبيعي، كه مترادف با شناخت حقيقت مطلق است، را مساوي با نوعي جزميت و دگماتيسم مي‌داند؛ و مسلم است كه فلسفه مي‌بايد خود را از اين نوعِ نگاه رهايي بخشيده و صرفا به پژوهش‌هايي بپردازد كه محدوديت‌هاي عقل بشري را در نظر گيرد.

كليدواژه: شناخت‌شناسي، عناصر پيشيني (عناصر ماتقدم، پيش از تجربه)، دگماتيسم (جزم‌انديشي)

ادامه مطلب
+نوشته شده در سه شنبه بیست و یکم خرداد 1387ساعت9:46توسط نویسنده میهمان |

علی.م در کافه سکوت اش یادداشتی با عنوان گلایه نوشته که جز چند پاره ی کوتاه آن شخصاْ می توانم با گلایه هایش همراهی کنم. هرچند می توانم با ایده ی ناب "به من چه؟" بی تفاوت از کنار آن بگذرم اما به گمانم آن جا که می گوید "لعنت به فلسفه!!! ... به پرسش بی جواب، به تنهایی. لعنت به عصری که به موسی می گوید عصایت را به چارلی چاپلین بده. می خواهیم کمی بخندیم." کمی ناخوشایند می شود طنین واژه های این گلایه برای من. شاید به دلیل علاقه بسیارم به فلسفه باشد و از آن بیشتر احتمالاْ به دلیل آن چیزی است که من  آن را فلسفه می دانم. به گمان من، فلسفه چیزی جز همین پرسش بی پایان و تنهایی نیست. و آن گونه که نیچه می گوید فلسوف در راهی بی پایان در نیمه شب به تنهایی گام می زند. به گمانم - دست کم برای من - و شاید برای بسیاری دیگر، فلسفه نخستین و تنها چیزی است که سبب رهایی آدمی می شود. شاید کمی آمیخته به تعصب باشد آن چه می گویم اما به راستی چه چیز جز فلسفه می تواند به کار ما آید، به این معنا که بر ما آشکار کند که در کجای جهان ایستاده ایم و محدودیت ها و امکانات مان را بر ما بنمایاند و با پرسش های بی پایان و با تنهایی ناگزیر، ما را بر افق های محتمل، گشوده نگاه دارد. فلسفه برای ما آدم هایی که دست مان از همه جا کوتاه شده است، برای مایی که دیگر نمی توانیم و نمی خواهیم به عصای موسی و دستان شفابخش عیسی دل خوش باشیم، مددی است و بهانه ای تا دوام آوریم. تا به مدد پرسش های بی پایان به ادامه دادن مان ادامه دهیم. پرسشگری اما نخست، خنده می خواهد. برای پرسش و نیز برای فهمیدن، جسارت باید داشت و توان خندیدن از سویدای دل. بی خنده، اندیشه بی شک چیزی کم دارد. فیلسوف آن گاه می تواند به خوبی پای پرسشی را به میان کشد که بتواند بر هر آن چه هست بخندد. اما نه خنده ای چون بس بسیاران بل از آن روی که به کُنه چیزها می تواند بنگرد و می تواند ببیند آن چه را دیگران نمی توانند دید. فیلسوف آن گاه که فراسوی چیزها را می بیند، می خندد از آن روی که در می یابد که آن بناهای عظیمی که به آن ها می بالیم پوشالی اند و به تلنگری فروخواهند ریخت. و این چنین است که فلسفه با زندگی پیوند می خورد. آن گاه که می توان با صدایی بلند و با تمام وجود بر آن چه سخت و استوار در نظر می آید خندید، زندگی خویش را بر ما آشکار می کند. آن هایی که می سازند نمی خندند و بس بسیار جدی اند اما آن هایی که ویران می کنند از آن روی که می دانند آن چه تاکنون ساخته شده است کاردستی ای بیش نبوده است و بازی سرخوشانه ای، می خندند. آن ها به خوبی می دانند که آن چه ما خود ساخته ایم به سادگی می توانند هستی ما را در دستان خود بگیرند و آن را بر طبق آیین خود باز از نو بسازند. پس تن نمی دهند به این بازی که آدمی خود آن را آغاز کرده است. آن هایی که می خندند و ویران می کنند افق پیش روی آدمی را گشوده تر می کنند. شاید طنزها و جک های سیاسی به خوبی نمایانگر چنین موقعیتی باشند. آن جا که احتمالاْ راهی جز سکوت در برابر انسداد مطلق باقی نمی ماند جُک سر بر می آورد. و این چنین خندیدن همان فلسفیدن خواهد بود و چاپلین نیز همان فیلسوفی که از آن سخن می گوییم. بنابراین اجازه دهید من هم بگویم "موسای عزیز، عصایت را به چاپلین بده. می خواهیم کمی بخندیم."

+نوشته شده در یکشنبه نوزدهم خرداد 1387ساعت10:37توسط محمد نجفی |

 

 

روشنگری چیست؟

تأملی کوتاه در باب آن چه کانت درباره ی روشنگری گفته است

 

 

آن چه در این جا قصد طرح آن را دارم با دو خط نخست مقاله کانت، «روشنگری چیست؟» مرتبط است. کانت در آغاز این مقاله می نویسد: «روشنگری، خروج آدمی است از نابالغی به تقصیر خویشتن خود. و نابالغی، ناتوانی در به کار گرفتن فهم خویشتن است بدون هدایت دیگری.» آن چه کانت در ادامه می گوید بی شک بسیار جای تأمل دارد و چشم اندازی جذاب را در مقابل چشمان ما تصویر می کند. با همه ی این اوصاف اما نکته ی اصلی ای که من در این جا بر آن تأکید خواهم کرد این است که هرگز روشنگری به تمامی حاصل نخواهد شد و رخ نخواهد داد. نکته ای که به گمانم کانت هم از آن غافل نبوده است.

ادامه مطلب
+نوشته شده در دوشنبه سیزدهم خرداد 1387ساعت12:43توسط محمد نجفی |

  

چند روزی بود که کتاب « چنین گفت ابن عربی » نوشته نصر حامد ابوزید را ورقی می زدم و بعضی از مطالب آن را می خواندم. به نسبت کتبی که به طور کلی در مورد ابن عربی و آرای او، سخن گفته، کتاب جالبی است. از نقاط مثبت این کتاب ساده نویسی و تکیه بر اموری از زندگی شیخ بود که مورد توجه عامه است.

بحث با آقای دهاقین درفیلسوف بودن شیخ، و همچنین پیوستگی تعبیرات ابوزید در فلسفیدن او، مرا بر آن داشت که به این سوال دیرینه پاسخ بدهم که آیا شیخ بواقع یک فیلسوف است؟ فلسفه چیست؟ و با درنظر گرفتن مفهوم فلسفه و منش فلاسفه، آیا شیخ در این سلک قرار می گیرد؟

به امید الهی بزودی خواهم نگاشت، اما چندی پیش این، ذهن مرا درگیر کرده بود که در مورد ادراک حقیقتی بنگارم که ورای مراتب می باشد. هر چند فحوای پژوهشگران کنونی نیز در همین است اما وای از مرتبه نگری در عدم مرتبه ...

ادامه مطلب
+نوشته شده در یکشنبه دوازدهم خرداد 1387ساعت23:40توسط مهدی صدفی |





Powered by WebGozar

Free counter and web stats

Baznegar
I30T: Persian (FARSI) Online Advertisement

RSS